دلم واسه خودم ميسوزه !

9 05 2012

دستم را گذاشتم لاى در و به بابام گفتم : بده بابا نميشه راهش ندى ، گفت چرا بده ؟ من هيچكس را بدون قرار قبلى راه نميدم ؛ بهش گفتم كه بابا قرار داشته ! با تعجب و اعتراض بهم نگاه كرد و گفت : نه من با هيچكس قرار نداشتم !!
گفتم به من گفته بودن ، يجورى مستأصل نگاهم كرد كه مردم از احساس گناه !!! خانم دكتر آمد جلو و با مهربونى خودش را معرفى كرد ، بعد از بابا اجازه ورود خواست ، اونم با بيشترين بى ميلى كه تا حالا دردعوت از مهمون و تو كل عمرم ديده بودم ، گفت ، بلى بيا تو!!! فضاى خونه گرم و شرجى بود سخت ميشد نفس كشيد، دكتر هم به اولين چيزى كه اشاره كرد همين بود ، البته اون خونه و خود بابام همه سراسر مطالبى بودن كه بايد بهشون اشاره كرد !! از همون اول بابا شروع كرد به غر زدن كه من را تنها بذاريد و من احتياج به كمك ندارم و آمدن شما بيشتر حالم را خراب ميكنه ، خانم دكتر هم ميگفت كه شما به كمك احتياج دارى و بايد دارو مصرف كنى ، بابام گفت :» من دارو مصرف نميكنم » يه جاهايى اونقدر جوش مياورد كه مجبور ميشدم بپرم وسط حرفش و ازش بخوام آروم باشه ، يجور كه فكر ميكردم اگه نپرم وسط حرفش ممكنه حمله كنه به دكتر بينوا !!!! دلم براى هر دوشون خيلى ميسوخت ، براى ناتوانى و ضعف بابام كه هنوز ميخواست خودش را توانا و بى نياز نشون بده ، براى دكتر بينوا كه قسمتش بود بياد تو يه همچين خونه ايى و با يه همچين مريضى ؛ ولى راستش خوب كه فكر كردم ديدم ، خودم بيشتر مستحق دلسوزى ام !!! هر چى نباشه يكيشون كه مريضه و اميد به اينه كه درمان كه نه ، ولى بهتر بشه و بتونه راحت تر زندگى كنه و از شر اينهمه اضطراب كه امانش را بريده خلاص شه ، اون يكى هم كه خوب روانپزشكه و كارش اينه ، اين وسط من كه بخاطر كمك به يكى بايد بميرم بخاطر احساس گناه و همينطور هم تو خجالت اون يكى باشم واسه رفتار اين يكي !!! واقعاً بيشتر مستحق دلسوزى بودم !!!
آخرش هم خانم دكتر دست از پا درازتر برگشت و فهميد صحبت با بابا امكان نداره ؛ نه اينكه بيخيال كمك و اينا شه ها !!! نخير قرار شد با من تماس بگيره ، فكر كنم متوجه شد كه چاره ايى جز بسترى كردنش نيست .


کارها

اطلاعات

یک پاسخ

9 05 2012
behcafe

…؟!

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: