صبح تا ظهر گُهى

4 06 2012

امروز با آليسا و پيتر قرار سه نفرى داشتيم ؛ خوب قرار واسه اين بود كه ببينيم پيتر و آليسا چكار ميتونن واسه من بكنن ؟! كه البته پِيتر در ابتدا تقلاى زياد كرد كه بگه خيلى كار واسه من كرده و وقت زيادى گذاشته !! طورى كه من و آليسا مجبور شديم چندين بار واسه خدمات بى دريغش سپاسگزارى كنيم و من هم براى خودشيرينى چند جايى تاكيد ميكردم كه بعله اگه پيتر جان نبود چه بسا كه بنده در خيابانهاى آمستردام سرگردان ميشدم !!! و بالاخره اينكه بنده از آنجا كه معتاد و روان پريش نبوده و اتفاقاً در سلامت كامل به سر برده و از قضا بسى هم اينتليجنت تشريف دارم مشمول سكونت در اينجا نيستم و چنانچه از نظر شركت ساختمان هم بنده فاقد شرايط گيرنده خونه اضطرارى باشم معلوم نيست چه به سرم خواهد آمد ولى معلومه كه خيلى سريع بايد زحمت را كم كنم !! و در آخر گفتمان آليسا هم فهميد كه از پيتر جان آبى گرم نميشه و آمد و رفت من به آنجا ، فقط يه زحمتى براى اون و يه پنج يورويى واسه من آب ميخوره !! و چون دختر فهميده و مهربونيه يه جورى قضيه را جمع و جور كرد كه من ميتونم از طريق تلفن و ايميل با پيتر در تماس باشم و جلسات هفتگى تو همين گداخونه خودمون باشه ؛
اينم از اين !!! خودش يه بارى بود كه از رو دوشم برداشته شد!!! نميدونيد چه عذابى بود جلسات بعد ظهر با پيتر !!!
زير شرشر بارون رفتيم و موقع برگشت هم هنوز شرشر بود ، تو اينترنتو كه نگاه كردم ، ديدم تا شب همينطور بارونه !!! تو راه برگشت تو مترو آليسا ميونه راه پياده شد ، بعد يادم افتاد كه وسط اون جلسه بسيار مهم !! همشهرى زنگ زده بود ، اين بود كه باهاش تماس گرفتم ، ديدم محبتش انگار قلنبه شده !!! پرسيد ميخوام ناهار ماهى بخورم ؟! حالا نميدونم اين پرسيدن داشت ؟! مگه گداگشنه دعوت خوردن اونم ماهى و ميگو را رد ميكنه ؟! خصوصاً كه من الكي الكى گياه خوار شدم ، گياهخوار كه نه فقط مرغ و گوشت نميخورم ؛ و اينكه جناب همشهرى يك ماهى بود كه تعريف يه مغازه مراكشى را كه توش غذاهاى دريايى داره را كرده بود پيشنهاد رفتن به اونجا را داده بود !! و انگار تو اين روز گُه بارونى بعد يه قرار گًُهى بالاخره يه مورد تر تميز هم پيدا شد ؛ ده دقيقه بعد از رسيدنم همشهرى اومد دنبالم و راه افتاديم ؛

20120604-092407 PM.jpg


کارها

اطلاعات

2 responses

11 06 2012
behcafe

خیلی خوبه، مثل اینکه اوضاع داره خوب پیش میره

پ.ن:
این کامنت صرفاً جهت ابراز خرسندی این جناب به اون سرکار علیه می باشد و فاقد هر گونه ارزش دیگری است. بدیهی است کلیه عواقب مربوط به شور بودن چشم ما ودیگران و این و آن و قس علی هذه، پذیرفتنی نیست!

12 06 2012

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: