ابرى هستم اين روزها

5 06 2013

20130605-025323 PM.jpg
در حالى كه ديروز كاپشن زمستونم را پوشيده بودم و كف دستهام سرد بود و به زمين و زمان بد و بيراه ( بخوانيد فحش) ميگفتم ( البته تو دلم ) امروز هوا بيست و يك درجه و آفتابيه!! البته من يه سر كه رفتم خيابون هنوز كاپشن بهاره پوشيدم با اينكه اونموقع ديدم كه هوا نوزده درجه ست ولى حافظه حسى ام گنجايش پذيرش تغيير يك روزه ى كاپشن زمستونى به آستين كوتاه را نداشت!
يا شايد هم احوال من اين روزها چندان حرفى نداره؛ بى حوصله و هميشه خسته ام، حتى هواى آفتابى بهارىِ رو به تابستانى امروز هم حالم را بهتر نكرد؛
دلتنگم، خيلى زياد، دلم مادرم را ميخواهد، دلم خواهرم و بچه هايش را ميخواهد، خاله ها و دايى ها و عموها را ميخواهد، دلم تنگ دوستان مهربانم شده است، دلم تهرانم را ميخواهد
دلتنگ ايرانم هستم من.
ابرى هستم اين روزها.


کارها

اطلاعات

27 responses

5 06 2013
صاب مرده

این نیز بگذرد…

5 06 2013
آواره در آمستردام

اميدوارم!!

5 06 2013
Behnam

خانه هم شما را می خواهد
هر چند که شدیدن مریض است.

5 06 2013
آواره در آمستردام

اين مريضي بيشتر دلم را درد مى آورد

5 06 2013
Behnam

گویا، همین دل درد مزمن درون و برون نداره : )

5 06 2013
vagabondin1

آفتاب خونت کم شده خیلی …

5 06 2013
آواره در آمستردام

خيلى زياد اونقدر كه آفتاب اين يكى دوروزه ى اينجا هم چاره ساز نبوده

5 06 2013
رنجنامه

غصه نخور ما که وسط تهران نشستیم دوست داریم بکنیم بریم یه ور دنیا ریخت هیچکدوم از این فک و فامیلم نبینیم

5 06 2013
آواره در آمستردام

ولى يكسال نشده چنان دلتنگشون ميشى كه خودت هم باورت نميشه

5 06 2013
رنجنامه

دلتنگی بهتر از جنونه

5 06 2013
آواره در آمستردام

حرف حساب جواب نداره والله بگذريم كه گاهى وفتها هم از دلتنگى به جنون ميرسيم

6 06 2013
arsham

امیدوارم هر چه زودتر فرصتی پیش بیاد بتونی عزیزانتو ببینی

6 06 2013
آواره در آمستردام

ممنون

6 06 2013
آواره در آمستردام

مرسى دوست عزيز

6 06 2013
جوجه تیغی

امیدوارم دلتنگی‌ت به زودی رفع شه :*

6 06 2013
آواره در آمستردام

مرسى جوجوى نازنين

7 06 2013
keyumars123

چه عکس غم انگیزی 😦
دلت برای زندان تنگ است؟
حق داری…غم غربت سنگین است…اما این خاله و عمه و دایی و عمو ها دیگر همان قبلی ها نیستند…مثل مجسمه های پر از نفرت شده اند…نمیتوانی بنشینی و مانند کودکی ها در یک جمع خودمانی ، یک دل سیر با آنها بخندی … من آنجایی هستم که تو دلت میخواهد باشی و تو جایی هستی که من دلم میخواهد باشم.
زیاد غصه نخور … چیز زیادی را از دست نداده ای 🙂
به امید آزادی ایران و بازگشت همه غربت نشینان

7 06 2013
آواره در آمستردام

ولى خاله، دايى و عموهاى من واقعاً هنوز محشرن،
و البته به اميد آزادى و آبادى ايران عزيزمان

7 06 2013
سهند

این یکی از هزاران دغدغه ی مسافر مهاجر هست… روزها ابری می شن، یاد مادر، یاد پدر، خواهری کوچک… دلتنگی و دلتنگی و دلتنگی… اما مجبوری که به روی خودت نیاری… گاهی با خود فکر می کنی که مهاجرت ارزش این همه دلتنگی رو داره ؟؟؟؟ نمی دونم من که هنوز به جوابی نرسیدم…

8 06 2013
آواره در آمستردام

اين شايد يه سوال بى پاسخ باشه،

9 06 2013
Fokomul

به نظرِ من هم بعضی‌ سوالا جواب نداره، یعنی‌ اصلا سوال نیست.. باید فقط پذیرفت، به عنوانِ واقعیتِ موجود.. به هر حال آدم در همه‌ی زندگی‌ش، یه چیزایی‌ رو برای یه چیزای دیگه فدا میکنه، مهم اینه که همیشه وزنه‌ی سنگین طرفِ چیزی باشه که ارزشِ بیشتری برات داره، معنیش این نیست که اون وزنه‌ی سبک‌تر اهمیت نداره یا آدم دلتنگ‌ش نمی‌شه، فقط داستان اینه که چاره‌ای جز «انتخاب» نیست..

9 06 2013
آواره در آمستردام

فهميدن اينكه كدوم وزنه سنگين تره هم كار سختيه و شايد عمرها طول بكشه تا معلوم شه

9 06 2013
behcafe

از صمیم قلبم برات دعا می کنم…

9 06 2013
آواره در آمستردام

مرسى عزيز دلم
بوووووس

9 06 2013
behcafe

نــاز جــنــگ آمــیــز جــانــان بــرنــتــابــد هــر دلــی ساز وصل و سوز هجران برنتابـد هر دلی
دل کـه جـوئی هـم بـلـا پـرورد جـانـان جـوی از آنـک عافیت در عشق جانان بـرنتـابـد هر دلی
نـــازنــیــن مـــگـــذار دل را کـــز ســـر پـــروانــگـــی ناز مشـعل دار سـلطان بـرنتـابـد هر دلی
عـشـق از اول بـیدق سـودا فرو کردن خـوش اسـت شـه رخ غـم در پـی آن بـرنتـابـد هر دلی
مال و هستی باختن سهل است از اول دست لیک دستخون ماندن به پایان بـرنتابـد هر دلی
یک جـگر خـون اسـت عاشـق را و جـان و دل حـریف جرعه می را دو مهمان بـرنتـابـد هر دلی
ســر بـــنــه تـــا درد ســر بـــرخــیــزد و بـــار کــلــاه کز پی سر طوق و فرمان برنتابد هر دلی
جــان ز بــهـر خــدمـت جــانـان طــلـب نـز بــهـر تــن کـز پـی تـن منت جـان بـرنتـابـد هر دلـی
تــن نــمــانــد مــنــت جــان چــون بــری خــاقــانــیـا ده خراب و حکم دهقان بـرنتـابـد هر دلی
چون بـه غربـت سر نهادی تـرک شروان گوی از آنک کـبـریای اهل شـروان بـرنـتـابـد هـر دلـی

10 06 2013
goldeneverstand

اولا! چرا نمی خوابی؟ چرا نصفه شب تو وبلاگ مردم ول می گردی؟ مگه زندگی نداری؟
دوما! جون هرکی دوست داری این عکس رو عوض کن. یعنی جر وار جر می کنه دل آدم رو!

11 06 2013
آواره در آمستردام

هاهاها تو خودت چرا بيدارى؟ من دارم وبگردى ميكنم تا خوابم ببره ديگه، از اون گذشته ميخوام تمرين كنم كمتر بخوابم، راستى تو دوره ايى كه قراره بذارى برنامه ريزى دوش گرفتن هم هست؟!

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: