زمانى براى نبودن

19 07 2013

20130719-104047 PM.jpg
دلم مدتى مردن ميخواهد، مدتي نبودن…، نديدن…، نخواستن …
خوابيدن و بيدار نشدن، خوابيدنِ بى كابوس، خواب نديدن
اندكى بى حسى…
خسته ام ازكابوسهاى شبانه، بيدارشدن از فرياهاى خفه در گلو، با تنى تبدار و پيراهن خيس
خسته ام از فرودادن بغضهاى روزانه، از قهقهه هاى نمايشى…
پير و فرتوت شده ام از خستگى؛


کارها

اطلاعات

58 responses

19 07 2013
مینروا

من هم.

20 07 2013
blindday

عالي بود بدون شك…
از دل برآيد و بر دل نشيند…آفرين

20 07 2013
آواره در آمستردام

ممنون دوست عزيز

20 07 2013
گیلدا

استراحت کن

20 07 2013
آواره در آمستردام

عمرى به استراحت سپرى شد

20 07 2013
goldeneverstand

این رو راست می گه.

20 07 2013
21 07 2013
goldeneverstand

چرا ناراحتی خب راست می گه دیگه! رفتی پاریس یه هفته! از این کلیسا به اون کلیسا! همش تریپ روحانیت! برو استراحت کن تا من بیام دوباره آمستردام!

21 07 2013
آواره در آمستردام

حالت روحانيت را خوب اومدى!!! پس رفتم استراحت زود بياين از گرسنگى نميرم در حالت استراحت!!

22 07 2013
goldeneverstand

جان من از جات تکون نخوری ها. خسته می شی. استراحت کن تا حالا ببینم چی می شه!

24 07 2013
آواره در آمستردام

من از فردا تو استراحتم خودتو برسون

24 07 2013
goldeneverstand

چرا از فردا؟ از همین امروز شروع کن به نظرم. اگه می شه نشست چرا ایستاد؟ اگه می شه خوابید چرا نشست؟

27 07 2013
آواره در آمستردام

نه از همون فردا شروع كردم امروز روز دوم بود شماره رو هم امروز گرفتم دوردونه رفته فعلاًتو كنا هستم همين روزها ميزنگم خودتو برسون ديگه

21 07 2013
آواره در آمستردام

يه بار ديگه هم اسم كليسا بيارى نياورديا!!:)))

21 07 2013
goldeneverstand

کلیسا کلیسا کلیسا

21 07 2013
آواره در آمستردام

حالا يكم از چيپس بگو:)))

21 07 2013
آواره در آمستردام

چيپس هم سوژه ى خوبيه واسه گفتمان

22 07 2013
goldeneverstand

خدایا. به همه ی دختران مجرد چیپس و ماست موسیر عطا کن. آمین.

23 07 2013
آواره در آمستردام

اول البته چيپسسسسسسسسس

26 07 2013
mErsAd

ولی هنوز خسته‌ایم

27 07 2013
آواره در آمستردام

پس معلومه كه اين خستگى قطعاً با استراحت برطرف نخواهد شد

20 07 2013
keyumars123

من هم به شدت دوست دارم بمیرم…یه روزی تمومش میکنم … به دست خودم 🙂

20 07 2013
آواره در آمستردام

اول اينكه اينكار جرات زيادئ ميخواد كه من ندارم و دوم اينكه به هر حال افرادى هستن كه مارو دوست دارن و فكر ميكنم بى انصافيست كه بهشون فكر نكنيم

22 07 2013
goldeneverstand

بابا اینجا همه پایه ان که بمیرن! حالا مثلا بمیرید چی می شه! هیچی! پس به نظر من به خودتون زحمت ندید که بمیرید! حداقل تو زنده بودنتون یه چی می نویسید سرمون گرمه می خندیم! بعد هم این جرات نمی خواد! مغز خر می خواد که تا جایی که من می دونم تو کله ی تو کلا مغز نیست! چه برسه به مغز خر! پس به خودت زحمت نده! بعد هم اگه من رو جزو کسایی فرض کردی که دوستت دارن! صادقانه بگم. یکبار بی خبر بیا خونمون ببین چقدر دوستت دارم و با چه رویی ازت استقبال می کنم!

24 07 2013
آواره در آمستردام

هاهاها مگه من نبينمت !!! بعدش هم من هرگز بى خبر نميام خونه ى تو؛ چون حوصله ندارم يك ياعت بچرخم تو خيابونا تا تو رام بدى

24 07 2013
goldeneverstand

خوشحالم که آدم فهمیده ای هستی! اصلا آدم کیف می کنه!

27 07 2013
آواره در آمستردام

البته نتيجه ايى ست كه از گفتمانهاى نيمه شبانه مان گرفتم عزيزم

30 07 2013
behcafe

😀

20 07 2013
goldeneverstand

من می دونم … باید بیام یه کاری کنم بدویی.. حل میشه مشکلت

22 07 2013
goldeneverstand

کامنت منو یادت رفته تایید کنی! پر از محتواس!

24 07 2013
آواره در آمستردام

اصلاً هرجا صحبت اد حركت باشه من ايگنور ميكنم جانم

20 07 2013
goldeneverstand

من یه مساله ای دارم. الان من و تو و مامانم می تونیم بریم انقدر راه بریم که ک و ن مون پاره شه. بعد تو انقدر خسته می شی که حتی نمی تونی مطلب بنویسی!

20 07 2013
آواره در آمستردام

بعنى غصه هم نميخورم و گريه م نمياد؛((((

20 07 2013
goldeneverstand

اصلا تو بگو جون برات بمونه! یعنی مامانم رو دیدی؟ من فکر نمی کنم تو نصف مامان من هم بکشی که مقاومت کنی!

21 07 2013
آواره در آمستردام

نه مطمئناً دوام نميارم و همون قبل از نصف راه تورو پرت ميكنم زير قطارى ، ترامى اتوبوسى بعد تا آخر عمر عذاب وجدان ميگيرم و همش حالم بده!!!!

22 07 2013
goldeneverstand

خوشم اومد از شدت عملت. اگر مامان من مثل تو بود من تا الان صد تا کفن پسونده بودم!

24 07 2013
آواره در آمستردام

چه كنه مادره ديگه !!! دلش نمياد خوب

21 07 2013
goldeneverstand

اصلا حالا که اینجور شد دوباره با مامانم میام خونتون تلپ می شیم! از جامون هم تکون نمی خوریم!

21 07 2013
آواره در آمستردام

تو از طرف خودت حرف بزن مامانت ميتونه مگه يه لحظه بشينه!!:)))

21 07 2013
goldeneverstand

آره! دقیقا مامانم مگه می تونه یه لحظه آروم و قرار بگیره یه جا!

21 07 2013
22 07 2013
چرکنویس

نه زورقی و نه سیلی ،نه سایه ی ابری
تهی ست آینه ی انزوای مرا
خوش آنکه سر رسدم روز و سرد مهر سپهر
شبی دو گرم به شیون کند سرای مرا
(اخوان)

22 07 2013
goldeneverstand

مامانم اون هفته زنگ زده بوده خونتون نبودین! تو ک ل ی س ا بودین تو خارج. اگه کارت تموم شده تو ک ل ی س ا بگو که بهش بگم بهت زنگ بزنه حداقل برا جواب دادن تلفن مجبور شی یک تکون دو تکون دستتو تکون بدی گوشی رو بذاری دم گوشت!
راستی من و مامانم که رفتیم خارج (پاریس منظورمه!) ک ل ی س ا ی نتردام پول ندادیم. پشت بوم هم نرفتیم! اون یکی ک ل ی س ا هم نرفتیم. در ضمن اگرچه ک و ن مون پاره شد ولی چون ک و ن خودمون بود پولی باباتش ندادیم. فقط مامانم تا یه مدت تلپ شد تو خونه چون دیگه نمی تونست راه بره! مامانم به من می گه من نمی تونم ک و ن م رو زمین بذارم. یا ک و ن ام به زمین نمی چسبه. فکر می کنم این یه مریضی خطرناکه! همین خواستم در جریان باشی فقط! (من الان از طرف تو به خودم می گم کوفت که دلت خنک شه!)
تو این کامنت من چهار بار کلمه ی ک ل ی س ا را به کار برده ام که با این یکی می شود پنج تا!
در ضمن ک و ن هم چهار بار به کار رفته که با این یکی می شود پنج تا!

24 07 2013
آواره در آمستردام

پيغام مامانتو گرفتم شماره شو بده خودم زنگ بزنم بعدش هم بجاى اينكه از كليسا بگى بگو ببينم درست كى تموم ميشه :)))))

24 07 2013
koooootah

با اینکه نسبت به نبودن اختیاری دیگران چه موقت چه جاودانه نظرم کاملن ممتنع هست و میگم به خودشون مربوطه
اما
جایی که توش تو اینو مینویسی من میام لایک میکنم
همون نباشی بهتره
بوسس

24 07 2013
آواره در آمستردام

بوووووووووس عزيزم

24 07 2013
سیمرغ گسترده پر

زندگی‌ بازی است.
و بازی شادی بخش، چه ببازی و چه ببری.

http://www.jamali.info/alternate/110310_2

27 07 2013
آواره در آمستردام

گاهى اما آدم حوصله ى بازى را هم نداره

25 07 2013
Crow Lady

ای بابا.شما دیگه چرا؟شما که همیشه پر از انرژی بودی.نگو اینارو دل آدم می گیره.همیشه باش و همیشه شاد باش.
شاد بودن بزرگترین انتقامیست که می توان از زندگی گرفت!

27 07 2013
آواره در آمستردام

درسته عزيزم من از اون نوع افرادى هستم كه ذاتاً گرايش به شادى دارن تا غم ولى گهگهاه اون نيمه ى غم براى مدتى غلبه ميكنه و چاره ايى هم نيست

27 07 2013
crow lady

امیدوارم که دیگه اون غم جرئت نکنه بیاد سراغت.بووس

27 07 2013
آواره در آمستردام

مرسى عزيزدلم بووووووس

29 07 2013
ahkeintor

خسته ام و بی رمق
ای لاله ی صحرایی نشکفته چرایی؟ #نامجو
نبودن ، نشنیدن ، نفهمیدن … بعضی وقتا واقعا نیازه !

29 07 2013
30 07 2013
Fokomul

اومدم جواب بدم که: من هم، به شدت…
ولی‌ اینقدر کامنت‌ها با‌مزه بود که نصفِ شبی خواب از سرم پرید!
الان دیگه نمیدونم به فکرِ دلتنگی‌ و خستگی‌ و فرار و تنهایی‌ باشم یا بخندم به این بحثِ تو و گلدن!
ولی‌ از این که بگذریم، یادت باشه همش به من چی‌ میگفتی‌ این مدت!
حالا به خودت هم اپلای‌ کن عزیزِ من :*

6 08 2013
آواره در آمستردام

بخند عزيزم بلكه يكم از غم بيرون بياي 🙂

30 07 2013
behcafe

تو چته اصن؟ ها؟!
یه بار دیگه از این حرفا بزنی خودم میام میکشمت راحت شی ها…
دارم به شخصیت این @goldeneverstand فکر میکنم. باید موجود جالبی باشه که ک و ن ش یه جا بند نمیشه! سعی کن ازش یاد بگیری… اینا گوهرایی ان که راحت پیدا نمیشن!
راستی…
امروز منتظرت موندم… نیومدی!
و یک سوال: چرا نمیای ایران؟ بهتره الآن بیای…

30 07 2013
آواره در آمستردام

از گلدن و ك و ن ش نگو كه دل مادرش خونه ، منم الان خوبم، بعدم امروز اومدم تو نبودى عزيزم، تو فكر ايران اومدن هم هستم
بووووس

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: