عجايب جماعت خارجى!

4 08 2013

20130804-050240 PM.jpg
اين خارجى ها مردمان عجيبى هستند؛
خورشت را كنار برنج تو بشقابشون ميكشن ولى ماست و خيار را مثل خورشت ميريزن رو برنجشون!
تو هواى سى و شش درجه ى شرجى بال بال ميزنن برن تو پارك بشينن، اونجا هم بجاى اينكه بشينن تو سايه همه ى مدت مى ايستند تو آفتاب و حرف ميزنن و آبجو ميخورن!
سيب زمينى روى خورشت قيمه را با مايونز ميخورن و هرچى هم بهشون توضيح ميدى بابا جان اين بخشى از خورشته تو كتشون نميره و ميگن نخير اين سيب دمينى سرخ كرده ست و ما مايونز ميخوايم!


کارها

اطلاعات

64 responses

4 08 2013
همیشه سرگردان

Reblogged this on vagabondin1 و دیدگاه گذاشت:
اتفاقا از سیاستشون هست ویتامین دی ذخیره می کنند برای طول سال بیخود نیست که توی وقتای بی افتابی دوامشون بهتر از ماست

6 08 2013
آواره در آمستردام

بالاخره بايد جونشم داشته باشى پنج ساعت وايستى تو آفتاب ؟!!

4 08 2013
خانــــومِ سین

در نتیجه منم یه بار پیتزارو با نون جدا می خورم، چون غذاهای ما یا پلوئه یا نون :))))))

4 08 2013
آواره در آمستردام

نميدونم جوك بود يا واقعيت كه ميگفتن يكى پيتزاشو با نون ميخورده ولىبه هر حال بهتر از اينه مه سيب زمينى خورش قيمه رو با مايونز بخورى 🙂

4 08 2013
خانــــومِ سین

اوف، وحشتناکه

5 08 2013
4 08 2013
مـ.

چه باحال 🙂 یاد پستای توی فیسبوک افتادم یادش بخیر دورای در فیسبوک داشتیما :[

4 08 2013
آواره در آمستردام

يعنى حالا ديگه فيسبوك ندارى؟

4 08 2013
مـ.

خوشبختانه نه، ندارم، گاهی حس میکردم به یه برده تبدیل شدم، همش هم باید در فکر این باشی به کسی بر نخوره، علت اینکه کمی ناشناس هم هستم همینه، میخوام همه حرفامو بزنم بی این که نگران کسی باشم. 🙂
درباره ناشناسیم هم یه بار باید یه عذر خواهی رسمی بکنم.

5 08 2013
آواره در آمستردام

كار خوبي ميكنى كه ناشناسى، به نظرم اصلن هم نياز به عذخواهى نيست، وقتى برات سخته در موقعيت شناس بودن حرفت رو بزني حداقل اينجورى هرچى ميخواى ميگى

5 08 2013
مـ.

مرسی

20 10 2013
Lady Heisenberg

من «شناس» بودن رو زیاد…یعنی زیاااااااد امتحان کرده م. همین طوری ناشناس و راحت باش! عذرخواهی برای چی؟! 🙂

9 11 2013
مـ.

نمیدونم، شاید به این دلیل که مسئولیت همه نوشته هام/ حرفام رو می پذیرم اما ناشناس بودن راهیه برای فرار از این مسئله ولی من همچنان پایبندم به مسئولیتم درباره نوشته هام.

10 11 2013
ناشناس

اوهوم 🙂

4 08 2013
sarbaz

اینایی که تو گرما 36 درجه میرن تو پارک باید یه سفر بیارن اهواز تا بفهمن معنی هوای گرم و شرجی رو :))

4 08 2013
آواره در آمستردام

:)) ديگه شما تو اون هوا عشق بيرون رفتن ندارين كه

4 08 2013
همیشه سرگردان

اینجا به خورشت های ما می گن سس!

5 08 2013
آواره در آمستردام

اين ديگه آخر عجايبه:)

5 08 2013
5 08 2013
آواره در آمستردام

اون كلاً ديزم ساندويچ و قهوه سفارش ميدن!!!

5 08 2013
Allen G

من هر دفعه برای دوستم غذا درست کردم سالاد شیرازی رو با ماستش بهم میزد. میریخت روی پلو… به قول شما حرفم که حالیشون نمیشه…

5 08 2013
آواره در آمستردام

هاهاها اين ديگه آخر عجايبه!!

5 08 2013
mErsAd

من خودم زیاد خورشت دوست ندارم ، ولی ماستا و میریزن تو خورشتا؟ این یه توهینه، اخه چرا تحمل میکنین این رفتارٌ

6 08 2013
آواره در آمستردام

چرا كه چاره ايى نداريم ولى باور كن خيلى سخته!!

5 08 2013
mErsAd

من واقعا موندم کی گفته اینا جهان اول هستن، اینا کلا هیچی سرشون نمیشه، اخه کی گفته

5 08 2013
5 08 2013
جوجه تیغی

یه سال منشیِ عموی بابام از فرانسه اومده‌بود ایران برای تعطیلات با دوست‌پسرش. رفتیم کباب بخوریم. تا حاضر شه غذا اینا کلِ ماست موسیر رو ریختن رو نون تافتون و لقمه کردن به چه بزرگی و خوردن. ما احساس می‌کردیم بی‌آبرو شدیم تو رستوران 🙂

5 08 2013
آواره در آمستردام

احتمالاً كباب و برنج را هم جدا جدا خوردن؟!

5 08 2013
جوجه تیغی

آره :)))

5 08 2013
دمادم

در زمینۀ ماست ریختن روی برنج، با این حساب میتوانم بگویم من هم یک خارجی ام 🙂

6 08 2013
آواره در آمستردام

خوب خيليا ماست و برنج ميخورن اصلن كته و ماست معروفه ولى اين ماست و خياره در حاليكه خورشتش كنار برنجشه!

7 08 2013
دمادم

هوم، آره منم منظورم همینطوری بود خو 🙂

6 08 2013
goldeneverstand

خب راست می گن دیگه. سیب زمینی سرخ کرده رو که آدم تو خورشت تلیت نمی کنه! سیب زمینی سرخ کرده حرمت داره! می فهمی؟

6 08 2013
آواره در آمستردام

بابد حرمتش هم مايونزه؟!!!

6 08 2013
goldeneverstand

نه کچاپه.

6 08 2013
آواره در آمستردام

واه واه واه به شما بچه هاى اين دوره زمونه كه نميدونيد حرمت واقعى سيب زمينى سرخ كرده به نمكشه!!!

6 08 2013
goldeneverstand

جان من! این آدرست رو درست بذار وقتی کامنت می ذاری! یه بار رو کامنتی که می ذاری کلیک کن ببین آدرس رو غلط دادی!

6 08 2013
آواره در آمستردام

جانم خوب سطح دكترا حرف نزن يجور بگو مردم عامه هم بفهمن !! آدرس چيه؟ كجا؟چطور؟! من كه آدرس نميذارم؟!

6 08 2013
goldeneverstand

تو وقتی کامنت می ذاری آدرس وبلاگت هم هست. و این آدرس غلطه!

6 08 2013
آواره در آمستردام

خوب چطور بايد درستش كنم؟!

6 08 2013
goldeneverstand

خونه رو مرتب کردی؟

6 08 2013
آواره در آمستردام

آره ولى هنوز لباسايى كه شب آخر تنش بود و هوله و مسواك و لنزشو جمع نكردم! 🙂

6 08 2013
goldeneverstand

آهان! متوجه شدم. معنیش اینه که نیام خونت!

6 08 2013
آواره در آمستردام

نااميدم كردى!!! خوب كجاى اين جواب معنيش اين بود كه نياى؟! پيام اصلى رو نگرفتى: بدون مامانت نيا!!

6 08 2013
goldeneverstand

آهان! با مامانم بیاد که خونتون رو مرتب کنه؟!!! :)))))))))))))

6 08 2013
آواره در آمستردام

هوش سرشار كه گفتم بيخود نبود ديگه يه چى ميدونم 🙂

6 08 2013
goldeneverstand

من می دونستم! تو من رو به خاطر خودم نمی خوای! تو من رو به خاطر مامانم می خوای!!!‌ :))))))))))

7 08 2013
9 08 2013
goldeneverstand

کی می ری خونه ما؟ بگو من بگم مامانم خونه رو جمع کنه!

10 08 2013
آواره در آمستردام

فعلاً وقت زياده عقب افتاده رفتنم 🙂

6 08 2013
goldeneverstand

حالا لازم نبود این قدر هم سربسته بگی!

6 08 2013
آواره در آمستردام

🙂 كلن ميدونى ديگه خيلى محتاط و كم گو هستم

6 08 2013
goldeneverstand

ببینم. از این نوشته من این طور استنباط می کنم که تو قیمه و سیب زمینی سرخ کرده درست کرده بدون دخترت خوردی. چطور از گلوت پایین رفت؟ کدوم مادری این کارو می کنه؟ گه تو مادری پس من چیم؟ چطور تونستی اون سیب زمینی سرخ کرده ها رو تنهایی بخوری؟ فقط به من بگو چرا… چرا…

6 08 2013
آواره در آمستردام

اساساً تو از هوش سرشارى بهره مندى دلبندم و من هم از اشتهاى وصف ناپذير!!

6 08 2013
goldeneverstand

من سیب زمینی سرخ شده ی خونم اومده پایین! از بس که گشادم نمی رم درست کنم!

6 08 2013
آواره در آمستردام

حداقل برو مك دونالت يا كنتاكى بخور، اونقدر سيب زمينى سرخ كرده گفتى دلم خواست منم

6 08 2013
goldeneverstand

خودت شروع کردی! تقصیر من نبود!

6 08 2013
آواره در آمستردام

حالا چيكار كنم؟! تقصر هر كى بود و نبود من الان دلم سيب زمينى سرخ كرده ميخواااااااااد 😦

6 08 2013
goldeneverstand

تف به این زندگی! (همین جور الکی!)

6 08 2013
آواره در آمستردام

تو دختر فهميده و باشعور و مؤدبى هستى اى تف نكن 🙂

9 08 2013
Crow Lady

منا از وقتی این پست تورو خوندم دلم خورشت قیمه می خواد!قرار بود ناهار امروزمون قیمه باشه.اما خورشت کدو شد!!!!!!!!!!!!!الان می خوام سرمو بکوبم تو دیوار!!!!

10 08 2013
آواره در آمستردام

نه چرا؟! خورشت كدو خوبه كه!
حالا من هوس خورشت كدو كردم 🙂

14 08 2013
Crow Lady

صرفا جهت اطلاع اومدم بگم که هنوز موفق به خوردن قیمه نشدیم!!و من هر روز دارم بهش فکر می کنم!و فکر می کنم چه قدر بد که این همه شکمو تشریف دارم!!!

15 08 2013
آواره در آمستردام

اى واى عزيزم !!! چقدر بد !! ولى خوب خانومى آستيناتو بالا بزن و خودت درست كن 🙂
و معلومه كه شكمو نيستى اگه بودى تا حالا ده مرتبه دريت كرده بودى؛)

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: