Miss you mom

12 08 2013

20130812-094736 PM.jpg
ده يازده ساله بودم كه به اصرار خودم همراه خاله كوچيكه به خانه اش رفتم كه شب را اونجا باشم؛
گذر از خيابان سى و پنج كه خانه ي مادر بزرگ بود به بيست ( منزل خاله كوچيكه) كافى بود تا دلتنگ مادر بشم و هنوز نرسيده گوشى تلفن را بردارم و بگم» مامان بيا دنبالم دلم تنگ شده»!! كه البته مامان گفت خجالت بكش الان ميخوابى فردا هم بر ميگردى؛ با اشك و دلتنگى و به اميد هر چه زودتر گذشتن زمان خوابيدم؛
حالا اينجا منِ چهل و چهار ساله همانطور مامانم را ميخواهم، همانطور دلتنگشم ؛
چقدر بايد بخوابم تا فردايى بيايد كه شبش او را در كنارم داشته باشم ؟


کارها

اطلاعات

25 responses

12 08 2013
goldeneverstand

به نظر من اگه خونه رو مرتب کرده بودی مامانت می تونست بیاد! حالا تو مجبوری بری به خاطر همین هم بعدش می خوای بری خونه ما. من اصلا می گم شب خونه ما بخواب! مامانم هم تا صبح سرت رو گرم می کنه!

12 08 2013
آواره در آمستردام

خوب مشكل اينه كه وقتى برم اونجا دلم تنگ ميشه بايد زودى بخوابم نفهمم دلتنگيو از طرفى هم ميخوام تا صبح بشينم حرف بزنم
پارادوكس!!! ميگى تا صبح ميشينم با دلتنگى حرف ميزنم ؟ يا تا صبح با شوق خفه شده ى حرف نزدن ميخوابم؟!

14 08 2013
goldeneverstand

وقتی بری اونجا که خب یعنی اونجایی دلت برا چی تنگ می شه که بعد باید بخوابی؟ یعنی ما اومدیم آمستردام تو دلتنگ نبودی برا همین تا صبح نشستی حرف زدی؟ تو کلا می دونی شوق خفه شده چیه؟ به جان خودم اگه بدونی!!! اگه تورو بشه ۱ دقیقه ساکت یه جا نشوند من اسمم رو عوض می کنم! این همون قدر ناممکنه که من مریضیم خوب شه و بتونم کونم رو ثابت یه جا بذارم!

18 08 2013
goldeneverstand

آقا چرا کامنت های منو تاییدنمی کنی!

18 08 2013
آواره در آمستردام

من هنوز آقا نشدم تصميم هم ندارم بشم!!
بعدش هم غلط بكنم تاييد نكنم همه رو تاييد كردم بايد برم ببينم اين اپ ووردپرس چه مرگشه؟! سه چهار بار از ريدرش خواستم سفرنامه ئ زوريختو بخونم نشد ، مجبور شدم برم تو پيوندها و خوندم، بعد ديدم كلى بعد از اونم نوشتى كه اصلاً تو ريدر نيومده 😦

18 08 2013
goldeneverstand

دقیقا همین بالا یه کامنت گذاشتم!

18 08 2013
18 08 2013
آواره در آمستردام

اين انگار تاييد نشده بود

13 08 2013
سهند

دلتنگی خیلی بده…

13 08 2013
sid

آخی..منم چندتا از این خاطره ها دارم…

13 08 2013
sarbaz

این پست خیلی به دلم نشست ممنون.

13 08 2013
آواره در آمستردام

ممنون كه ميخونيم

13 08 2013
sarbaz

pass : 1-1=0

14 08 2013
Crow Lady

دلم گرفت.من هم به شدت دلتنگ مادرم میشم.هروقت که برای مدت کوتاهی ازش دور بشم.گاهی یواشکی گریه می کنم.
پانته آ جان.بهزاد رفته مشهد و من هم مشغول امور پایان نامه هستم و فکر نکنم اگر تا دو روز اینده مطلبی ننویسم تا آخر شهریور هم بنویسم.
امیدوارم بیشتر احساسات خوب داشته باشید و بیشتر کنارعزیزان باشید.شما هم دعا کنید من به دفاع برسم!بوووس

15 08 2013
آواره در آمستردام

اميدوارم كار پايان نامه ت به خوبى به آخر برسه و يم دفاع جانانه هم ازش بكنى عزيزم؛ بهزاد چقدر تو مشهد ميمونه؟ خيلى وقته ازش خبرى نيست ؛
هر دو تونو ميبوسم

14 08 2013
koooootah

چقدر زندگی زنگ زده
از چیه؟
از جنس زندگی یعنی آهن که آهنه نکنه ضد زنگ نخورده زندگیهامون؟
یا بارون غم ؟

17 08 2013
آواره در آمستردام

زندگيهامون تلخ شده عزيزم تلخ حتى تو شيرين ترين لحظات حس ميكنى مزه ى زهر مارى دلتنگى را ته گلوت
دلم تنگ شده برات بنويس لطفاً
بووووس

15 08 2013
mErsAd

یک عمر باید بگذرد

17 08 2013
15 08 2013
goldeneverstand

با سلام. من امروز وبلاگ صاب مرده اینا بودم دیدم ایشون یه پست دارن شما نه هنوز لایک زدین نه کامنت گذاشتین. خواستم خدمتتون خبر داده باشم. با اجازتون من یه کامنت هم گذاشتم اونجا سراغتون رو گرفتم یادتون رو زنده کردم.

17 08 2013
آواره در آمستردام

با درورد و سپاس
من نميدونم همچين كه يه روز نميام اينجا سرى بزنم همه شروع ميكنن به نوشتن!!!
حالا اينبار خوندى و نوشتى اسكال نداره ولى دفعه آخرت باشه ها 🙂

17 08 2013
goldeneverstand

با درود و سپاست کشت منو!

17 08 2013
آواره در آمستردام

خواستم خسابى تحويلت بگيرم ديگه 🙂

16 08 2013
Crow Lady

ممنونم.هیچ کس باورش نمیشه که من 6ماهه فقط دارم به مطالب جمع شده نگاه می کنم!نمی دونم چه قدر می مونه.فقط می دونم اونجاس!گفته بود یک هفته.بوی

17 08 2013
آواره در آمستردام

نميدونم اين داستان پايان نامه چيه كه همه مطالبئ جمع ميكنن و بعد ميشينن بهش فكر ميكنن و غصه ميخورنو ايواى و ايواى ميكنن؟!!
تكومش كن عزيزم بره شيرينيشم بده بهمون ديگه
بوووس

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: