زمستان و غم

27 11 2013

20131127-104709 PM.jpg
يكى: حالت چطوره؟
من: خوب نيستم زياد، مدتيه دائم دل درد و دل پيچه دارم، گاهى هم حالت تهوع
يكى: خوب برو دكتر
من: آره ميرم، ولى آخه دكتر رفتن اينجا فايده ايى نداره كه، هيچى نميفهمن دكتراى اينجا
يكى: خوب بالاخره كه چى؟ باز بهتر از هيچيه ، بگو برات آزمايش بنويسن بلكه بفهمى چته
من: باشه حالا ميرم

يكى ديگه: چطورى؟
من: نه اصلاً خوب نيستم ، سردرد اين روزها بيچاره ام كرده؛ گاهى هم سرگيجه
يكى ديگه: وا!!! خوب چرا؟!
من: نميدونم!! شايد چون شبها دير ميخوابم و روزها تا بعد از ظهر خوابم. به هر حال كه الان يك هفته ايى ميشه كه هر شب سر درد دارم و مسكن ميخورم
يكى ديگه: خوبه يه دكتر هم برى
من: ( همونايي كه به يكى گفتم)
يكى ديگه: ( همونايى كه يكى گفت)
من: باشه ميرم حالا

و اين داستان ادامه داره..حالا هم دور روزه كه كلاً تعطيلم!! همه ى بدنم درد ميكنه، از هشت شب سردرد شروع ميشه، از بعد از ظهر دل پيچه، اونقدر احساس ضعف ميكنم كه شستن يك بشقاب هم برام سخت شده و يدونه سير را سر شبى نتونستم له كنم!!
دكتر رفتم بالاخره ، اونهم برام عكس و آزمايش نوشت ولى يك هفته هست كه گذشته و من نرفتم!!
حالم از خودم بد ميشه ديگه وقتى كسى احوالپرسى ميكنه ، كه بخوام بگم خوب نيستم !! واسه همينه كه امروز به همه گفتم خوبم ، يا كه امروز ديگه بهترم؛
ولى خوب نيستم، بهتر هم نيستم، در واقع حتى خيلى هم بدترم !! و تقريباً باور دارم كه همه ى اين حال بد از خستگى روح و روانم هست. كه انگار اميد بهبودى هم نيست، حداقل نه زمانى كه رو به زمستان و سرما و تاريكيست.
پ.ن١: فردا ميخوام كيك موس توت فرنگى درست كنم. مواد مورد نيازش را هم گرفتم و گذاشتم تو يخچال
پ .ن٢: امروز هم ميخواستم كيك موس توت فرنگى درست كنم! البته مواد مورد نيازش را نگرفته بودم!


کارها

اطلاعات

67 responses

28 11 2013
Crow Lady

مواظب خودت باش.

28 11 2013
آواره در آمستردام

مرسى عزيزم

28 11 2013
Goldene verstand

28 11 2013
Goldene verstand

28 11 2013
آواره در آمستردام

من كامنت نميبينم يا واقعاً خاليه؟!!

28 11 2013
Goldene verstand

لینک یوتیوب رو نمی بینی؟

28 11 2013
28 11 2013
آواره در آمستردام

خالى خاليه !!!

29 11 2013
Goldene verstand

من که دارم می بینم! اهنگش رو هم یه دور پلی کردم!

28 11 2013
Fokomul

گلی جون بیا یه کم دعواش کن که خودشو جمع و جور کنه بره آزمایشا رو انجام بده

29 11 2013
آواره در آمستردام

فردا اگه نرم ، دوسنبه كه نه ولى سه شنبه ديگه حتماً ميرم قول!! 🙂

29 11 2013
Fokomul

ٌآفرین :*

29 11 2013
Goldene verstand

آقا شما این لینک یوتیوب رو تو کامنت من می بینی اونجا یا فقط من می بینم؟

14 12 2013
Fokomul

می بینم!

14 12 2013
آواره در آمستردام

منم بالاخره ديشب با لپ تاپ ديدم 🙂

14 12 2013
Goldene verstand

حالا که می بینی اون کمرو هم بچرخون ببینم چه می کنی.

16 12 2013
آواره در آمستردام

گوش كن به خرفش خيلى هيجان انگيزه

1 12 2013
Allen G

دروغ چرا؟ من این آهنگ رو خیلی دوست دارم اصلا حالم عوض شد الان!

14 12 2013
Goldene verstand

شما هم پس یک قری دادید! تبریک می گم.

16 12 2013
آواره در آمستردام

دست شما بسيار درد نكند:)

11 12 2013
آه که اینطور

نکته : منم با گوشیم ولی میبینم :دی

12 12 2013
آواره در آمستردام

گوشيت چيه؟!

13 12 2013
آواره در آمستردام

بالاخره ديدم وباهاش رقصيدم بوووووووووس

14 12 2013
Goldene verstand

بسیار شادی برفت که این قری که تو کمر ذخیره کرده بودی برای روز مبادا رو بالاخره استفاده کردی.
خبر خوب اینه که هنوز کلی قر تو این کمره که باید استفاده بشه.

16 12 2013
آواره در آمستردام

تون اون كمر يا او اين كمر؟ واسه اين بايد دوستان آهنگاى شاد بفرستن

28 11 2013
keyumars123

خوب برو دكتر 😀 🙂

ببخشید … شوخی کردم، خواستم یکم بخندی 😉

زیاد دوست ندارم استفاده از مشروبات رو به دیگران توصیه کنم،چون شاید چهره ی خوبی ازم نشون نده

ولی گاهی که آدم هم از درد های جسمانی و هم از دردهای روحی رنج می بره، یکم به آدم کمک میکنه، ولی اگر دارو مصرف میکنی باید مواظب باشی که الکل با داروهات تداخل نداشته باشه.

اصولا شراب انگور با درصد الکلی هفت درصد ضرر خاصی نداره ولی فواید خوبی هم داره، باعث گشایش رگ ها و نشاط میشه ولی مشروبات سنگین تر نباید زیاد مصرف بشه مثل ویسکی و ودکا.
در مقابل باید چیزهایی نظیر «روغن جگر ماهی، هویج ،جگر گوساله، جگر مرغ، جگر گاو, پنیر، زرده تخم مرغ, کره تازه, قلوه و سبزیجاتی مثل جعفری, کدو, اسفناج, کاهو, شاهی و میوه‌جاتی مثل خربزه, گیلاس, موز, خرما, هلو, پرتقال هم مصرف کنی که ویتامین «آ»ی بدنت تامین بشه.

در مورد فولیک اسید هم یکم تحقیق کن (در زمینه رفع احساس خستگی)

آشپزی کن که بهترین سرگرمیه. خیلی خوبه. سعی نکن تمام شبانه روز به ناراحتی هات فکر کنی، برای فکر کردن به ناراحتی هات یک ساعت مشخص در نظر بگیر، مثلا ده تا یازده صبح، هر موقع که یادشون افتادی، به خودت بگو الان وقت فکر کردن بهشون نیست و باید تا ساعت ده صبح صبر کنم. اینجوری می بینی که یکم بهتره.
امیدوارم خوب باشی و سالم و سلامت
این روزهای تو بی شباهت به من نیست 😉

29 11 2013
آواره در آمستردام

خودم تصميم دارم شراب رو شروع كنم،
ممنون از راهنماييت ، فوليك اسيد را هم پيگيرى ميكنم، اما پيشنهادت در مورد فكركردن به مشكلات عالى بود ، فقط فكرشو بكن من هميشه ساعت ده خوابم ، بنابر اين عملاً بايد فكر به مشكلات رو ببوسم و بذارم كنار:)
اما تو چرا تو اين حال و روزى؟

28 11 2013
keyumars123

الان من خودم چند وقتی بود که احساس افسردگی میکردم و حتی به فکر خودکشی می افتادم.
رفتم پیش روانپزشک
دو نوع قرص بهم داد به اضافه ی قرص خواب.
الان مثل دیوونه ها به هر چیزی که می بینم میخندم و به قول تو تا نیمه شب بیدارم و روزها میخوابم یا جلوی تلویزیونم یا پای اینترنت.
آشپزی هم میکنم، با سگم بازی میکنم، تنها زمان بیرون رفتنم برای خرید مایحتاجه
علیرغم اینکه پس اندازم داره تموم میشه و باید بزودی به فکر یه شغل جدید باشم، عین بیخیال ها هر کاری دلم بخواد میکنم
تو هم سعی کن اینجوری باشی
اگر سگ نداری، سعی کن یه توله ی کوچیک و با مزه بخری، بعد باید آموزشش بدی
این آموزش دادن انقدر لذتبخشه که روحیه ت رو از این رو به اون رو میکنه
سایت های فارسی آموزش سگ هم زیاده

اینم پس نوشت نظر قبلی بود 😉

6 12 2013
keyumars123

عهههههه!!! این نظر من که هنوز «چشم به راه تأیيد است» 🙂
فقط برام مهمه که خونده باشی
تایید کردن یا نکردنش به میل شماست 😉
سگ خیلی خوبه ها…از انسان ها با وفاتره و خیلی بهش وابسته میشی
روش فکر کن

7 12 2013
آواره در آمستردام

خوب شد يادآورى كردى ، گم شده بود اين كامنت ، من عاشق سگ هستم، ولى اينكه خودم داسته باشم نه، اول اينكه تحمل ريزش موهاشونو ندارم، دوم اينكه بايد روزى سه چهار بار ببريش بيرون كه اونم خيلى سخته، مگه اينكه سگ خودكفا و بى مويى باشه!!!:)

7 12 2013
keyumars123

اوووووووه چقدر سخت میگیری، دیگه شرایطت از من که سخت تر نیست.
اولاً سگ بدون مو هم پیدا میشه،بعدشم هرجوری بار بیاریش همونجوری عادت میکنه.
الان سگ بدبخت من توی بالکن هستش ، اصلاً یکبار هم بیرون نبردمش، چون پلیس میگیره. فقط دو سه روز یکبار میبرمش بالای پشت بام باهاش بازی میکنم. خودش هم راضیه
منکه تنبل ترین آدم دنیام اینجوریم 🙂
پس اقلا دو تا پرنده بگیر بذار تو قفس، یا دو تا ماهی بگیر بنداز تو آکواریوم
الان من ماهی هم دارم و در فکر پرنده هم هستم
حالا دیگه این پیشنهاد های من بود دیگه 😉

9 12 2013
آواره در آمستردام

خوب اين ظلمه در حق اون سگ بينوا!!
راستش با پرنده ى تو قفس هم اصلاً موافق نيستم، نگاه به خودت و من نكن كه با بيرون رفتن غريبه ابم و تو خونه احساس بدى نداريم ولى پرنده بايد پرواز كنه ، دام نمياد دنياشو محدود به يه قفس كنم ، تو هم اينكارو نكن لطفاً . در مورد ماهي حالا چون حافظه ى خيلى كوتاهى داره كمى دو دلم ؛

10 12 2013
keyumars123

خب اگر سگ منو بگیرند و با تفنگ دولول بکشند که ظلم بزرگتریه.
اینجا پیش خودم جاش امن تر خواهد بود.
پرنده های من هم فنچ هستند و وقتی توی اتاق رها میکنم شون، کلا تا ارتفاع یک متر بیشتر نمیتونند پرواز کنند خب معلومه که اگر بیرون باشند سریع گربه میگره شون و میخورشون.قفس شون هم بزرگه به ابعاد 80 سانتیمتر و لانه ی گرم و نرم که این جفت عاشق میرن داخلش و میخوابند
ماهی سیچلاید باحاله، یا پَرِت … اما پنکوسی ها جنگنده هستند و بقیه ماهی هارو میخورند، تگزاس و اسکار هم قشنگند
بازم به میل خودت.
ولی حیوانات از انسان ها باوفاتر و با عشق ترند و معنای محبت آدمو میفهمند(غیر از ماهی که کم حافظه ست)

28 11 2013
یک زن

من می بینم . شهرام شب پره تشریف دارن :دی بگرد یه باشگاه خوب نزدیک منزل پیدا کن، ورزش کن. من نتیجه گرفتم 🙂 البته به قول ِ خودت تا هوا اینطوریه اوضاع روحیه ما هم همینطوره . در مورد دکترهای اینجا هم باهات موافق م :دی

29 11 2013
آواره در آمستردام

من ورزش كاران را دوست داشته و برايشان احترام قائلم ولى ورزش كردن بسيار سخت است 🙂

14 12 2013
Goldene verstand

ورزشکاران هم برای تو احترام قایلند. خودشون بهم گفتند!

16 12 2013
آواره در آمستردام

خوب چرا نميان به خودم بگن؟!!!!

16 12 2013
Goldene verstand

روشون نمی شه.

17 12 2013
29 11 2013
Goldene verstand

بیا! یک زن هم داره لینک یوتیوب من رو می بینه!

1 12 2013
آواره در آمستردام

خاك تو سر اين اپ موبايل كنن:)

1 12 2013
Goldene verstand

خاک تو سرش! آقا من یه آهنگ دیگه هم گذاشتما. تو یه کامنت دیگس. یا اسپم شده یا موبایل تو نشون نمی ده.

28 11 2013
دمادم

این حس خیلی بده و بدتر از اون وضعیتی ایه که آدم خودش انگار هی خوشش بیاد(در حالی که واقعا اینجور نیست) به این حس دامن میزنه. چون خودم گاهی اینجوری میشم میدونم هر توصیه ای بی فایده است اما توصیه یه دکتر سنتی را بهت میگم که میدونم اونجاها از این دکترا نیست. اون می گفت بلند حرف بزن، بلند بخند، برقص، صدای موسیقی اتو بلند کن و اگه شد برو بیرون تو کوه و دشت و تا میتونی بدو ، فریاد بزن و اصلا به این فکر نکن که تنهایی نمی چسبه. البته من داد که نزدم ولی از اون موقع تقریبا هر وقت یادم میاد، سعی میکنم لااقل بلند آواز بخونم برای خودم و احساساتمو سانسور نکنم، حتی برای خودم. این شهرام شب پره هم دوستمون بالا گذاشته اگه سردردت کم بشه بد نیست. امیدوارم زود زود بهتر بشی.

29 11 2013
آواره در آمستردام

رقص و آواز و بلند حرف زدن رو از فردا امتحان ميكنم، اگه خبرى ازم نشد بدونيد همسايه ها فرستادنم آسايشگاه:)

29 11 2013
مامان

خوب برو دكتر بگو برات آزمايش بنويسن بلكه بفهمى چته!!!
هه هه!

1 12 2013
آواره در آمستردام

همونايى كه به يكى و يكى ديگه گفتم 🙂

29 11 2013
Goldene verstand

یه سوال. تو از کجا فهمیدی زمستونه؟ مگه درا رو خوب نبسته بودی؟ پنجره ها رو خوب کیپ نکرده بودی؟
راستی چرا اون موقع که ما خونتون بودیم موس درست نکردی؟ فقط آش درست کردی و یک عالمه چیزای خوشمزه ی دیگه ولی موس درست نکردی؟ خواستی ما به هوای موس هم که شده برگردیم؟ نه جان من بگو طاقت شنیدنش رو دارم!

1 12 2013
آواره در آمستردام

اونوقت دستورشو نداشتم حالا بياى واست درست ميكنم، در و پنجره بسته ست ولى با اينحال ديدم سرد شده ، و اينجا بود كه فهميدم زمستونه:)

1 12 2013
Goldene verstand

خب بخاری رو زیاد کن که نفهمی سرد شده. زمستون خر است!

1 12 2013
Allen G

امان از این دکترای اینجا، میفهمم! میفهمم!

1 12 2013
آواره در آمستردام

بهشونم كه ميگى خوشسون نمياد:(

1 12 2013
behcafe

حالا حالت چطوره؟!

1 12 2013
آواره در آمستردام

خوبم عزيزم

3 12 2013
moonalisacode

موافقم که دکترهای هیچ کجای دنیا مثل دکترهای ایران سرشون نمیشه. امیدوارم موس توت فرنگی حالت رو خوب کنه

4 12 2013
آواره در آمستردام

موس توت فرنگيم اصلاً خوب نشد:(

9 12 2013
Crow Lady

کجایی پس؟!نیستی انگار!!!

12 12 2013
آواره در آمستردام

آره يه مدتيه خيلى بيخود شدم

12 12 2013
Crow Lady

چرا پس؟بسه دیگه زمستان و غم!

12 12 2013
آواره در آمستردام

عزيزم زمستون كه هنوز اولشه ، كو تا تموم شه؟

12 12 2013
Crow Lady

منظورم اینه که غم+زمستان بسه!!!

12 12 2013
آواره در آمستردام

چه كنم خوب زمستون غمناكه!!

11 12 2013
آه که اینطور

ععع ! خجالت نمیکشی ؟ تو باید منو ارشاد کنی نه اینکه من بخوام بیام اینو بخونم ک بگم «میگه ديوونه شدی که نرفتی دنبال آزمایش و …»
برو عزیزم برو دکتر ! لطفا ! برو عکستو بگیر ! حتما

12 12 2013
آواره در آمستردام

هاهاها راست ميگى بخدا!! جمعه به خودم قول دادم برم ؟ تو خوبى؟ درسها چطوره ؟

12 12 2013
ahkeintor

خوبه خوبه سلام میرسونه
! :X

12 12 2013
آواره در آمستردام

سلام برسون زياد ، بگو يه سرى هم به من بزنن!!

16 12 2013
میرزا جواد

سلام
عنوان وبلاگت جالب بود
البته اتفاقی به اینجا رسیدم ولی عنوانش منو ترغیب به خوندن دو تا از پست ها کرد
زندگی همه ما همینه…!
برات آرزوی موفقیت دارم و اینم بگم که منم الان ساعت 5 صبح هستش هنوز بیدارم…
بازم میام
یا حق

16 12 2013
آواره در آمستردام

سلام ممنون كه خونديم، موافقم خيليها همين حال رو دارن مخصوصاً اخيراً كه من زياد ميخونم كسانى رو كه حس خوب ندارن و غمگينن

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: