آخرين روز ملكه

30 04 2013

20130430-060626 PM.jpg

بعضى روزها قيافه ام بدجورى بدتركيب ميشه، تجربه ثابت كرده تو اين روزها هر چى هم رنگ و روغن بمالم به صورتم ايكبيرى تر ميشم، اما از اونجايى كه من جزء اون دسته آدمهايي هستم كه جعبه ى تجاربشان را يك جاى دنج ته مغزشون با يك چفت و بست محكم پنهان ميكنن ؛ بنابراين هر بار در چنين موقعيتى مى نشينم پاى آينه و رنگارنگ ميكنم صورتمو و مايوس ميشم !!! بخصوص امروز چون خاص بود بيشتر اصرار داشتم چهره ام را كمى بهتر كنم !!
امروز روز ملكهروزملكه هست، و در واقع آخرين روز ملكه در تا شايد بيشتر از سى سال آينده!! بعد از اين بجاي سى آپريل ، بيست و هفت آپريل قراره كه روز پادشاه جشن گرفته بشه ؛
امروز بئاتريس ملكه ى هلند بعد از سى و سه سال تاج و تخت را تحويل پسرش ويليام آلكساندر داد؛

دوستى پيشنهاد داد كه بعد از ظهر بريم منطقه ى «يوردان» گشتى بزنيم ، جالبه كه قرن پيش اونجا محله ى كارگرى بوده و حالا بعد از يك قرن تبديل شده به محله ى پولدارها!!
از خونه ى من تا اونجا يك ربع ساعتى راه هست ، ساعت دو و نيم راه افتاديم، ابتداى مسير جز تك و توك افرادى كه بساطشون را پهن كرده بودند و صداى موزيك از چند كافه و اندك افراد رهگذر مثل ما خبرى نبود، اما رفته رفته كه منطقه ى مركز شهر نزديك شديم … وه !!! جمعيت كلاه نارنجى چنان در هم فشرده شده بودند كه براستى در برخي مسيرها ده دقيقه طول ميكشيد تا بيست متر پيش بريم!!
توي بعضى از كوچه پس كوچه ها هم خيلى ها ميز و صندلي و بساط اجناس خودشون را جلوى در خونه شان گذاشته بودند براى فروش ، بعضي ها هم كه آشپزخانه شان رو به خيابان بود ميز گذاشته بودند قهوه و شيريني و يا پنكيك داغ ميفروختند!!
در قسمتهايى هم موزيك با صداي بلند گذاشته بودند و پير و جوان مشغول رقص بودند، اكثراً يك قوطى آبجو هم دستشان بود و به اسم رقص خودشان را تكان ميدادند، تو اين قسمتها من هم بذم نمى آمد خودم را تكان بدهم، يعنى اساساً تو اينجور فضاها حس تكانيدن بيشتر مياد سراغ آدم، و گويى قلبم هم همين حس را داشت و من ميديدم كه طورى تكون ميخوره كه اگه زودتر از اون منطقه دور نشم ممكنه از حلقم تالاپ بيوفته تو پياده رو!! اين بود كه تا ميتوانستم با سرعت و البته با حداقل تكان از اون مناطق دور ميشدم:
به هر حال روز بسيار زيبايى بود. جاى همه تان خالى…
تقديمى: پاريس ديروز پرسيده بود كه نكنه من همچنان در پارك جنگلى به سر ميبرم ، اگر نه چرا مطلب جديدى نمينويسم ؛ اينهم مطلب جديد براى دخترخاله ي نازنينم

20130430-060921 PM.jpg








%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: