رانده و مانده!

6 07 2014

20140706-033658 PM-56218622.jpg
رفتم و برگشتم. از ايران… ايران عزيزم؛
پيش از رفتنم ديگه عادت كرده بودم به اين غربت، به شنيدن زبان بيگانه در فروشگاهها و خيابانها، تا جايى كه هفته اول اقامتم در ايران شنيدن صحبتهاى هموطنانم در شهروند و صداى بازى بچه ها در خيابان برايم بيگانه بود، ميشنيدمشان ولى نميفهميدم!!
ولى حالا و اينجا دوباره سخت ميگذره بهم، دوباره حس ميكنم درون يك گوى شيشه ايئ هستم و بيرون برايم يك دنياى غريب و مهيب و دست نيافتنى ست! از خودم مدام ميپرسم كه اينها كى هستند و من اينجا چه ميكنم؟! با اين همه تفاوت! با اين همه فاصله!





من بازم اينجام

1 05 2012

باز من اينجام ، غروب بعد از اينكه يه گشتى دور و اطراف زدم تا مركز شهر را هم توروز ملكه ديده باشم ، حدود هشت بود كه زنگ زدم و آمدم تو . تو ولى خيلي خلوت بود ، معلوم بود كه بيشتر همخونه ايهام مثل من فكر نميكردن و ميخواستن بيضتر بيرون باشن و لابد آبجو بخورن و …
داخل ، سه يا چهار نفر اونطرف نشسته بودن پاى تلويزيون ، رمبو تماشا ميكردن ، براى اولين بار بود كه هيچكس هم تو اتاق شيشه ايى مخصوص براي كشيدن سيگار نبود .
كوله ام را گذاشتم رو يه صندلى و كاپشنم را دراوردم ، آخه خيلى گرم بود
هوا به بيست درجه هم رسيده بود.
رفتم يه قهوه ريختم و گوشى موبايلم را دستم گرفتم و سير و سياحت را شروع كردم ، همينطورمشغول گردش مجازي بودم واسه خودم كه افراد يكى يكى سر ميرسيدن . رمبو هم تمام شد و يه سرى مشغول بازى دومينو شدن ، شب ده نشده بود كه رفتم بالا ؛ بعد از مدتها قبل از ليديا بالا بودم و ميتونستم با دل راحت و دور از نگاه بيگانه اش جست و جويى تو وسايل و لباسهام بكنم !
شب عجيبى بود ، همه چيزش ، از زودتر از هميشه بالا رفتن خودم ، سكوت غير معمولى راهروها ، دير آمدن ليديا حدود ساعت دوا زده و بى تشريفات و سريع خوابيدنش ؛ همه و همه عجيب بود . انگار كه تو اين دو شب همه چى عوض شده باشه .
ولى بيدار باش ساعت هفت و نيم صبح همه ابهامات را برطرف كرد ، حالا اينجا دوباره صبحه ، يه صبح معمولى ، صبح دو بار بيدار باش دادن ، ليديا پنج ثانيه رفت توالت و برگشت و يك ربع جلوى دستشويي سر و حلق شست و البته با صداى شرشر آب ! پايين هم همان بساط صبحانه وهمه چي مثل قبل ِ و من بازم اينجام ….
فقط تو بساط صبحانه شكلات نبود و بيشتر از هشتاد درصد بدنم خوابه ….








%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: