آه كه ريحانه را هم كشتند!

25 10 2014

IMG_6878.PNG

ريحانه را هم آخر كشتند.
وارد فيسبوك كه ميشوى ، با خبرهاى مربوط به به قتل اين دختر بيگناه ميسوزى و اشك مى ريزى،
بيگناه بود چونكه خيلى جوان بود، آخر مگر در نوزده سالگى چقدر ميشود آلوده ى گناه بود حتى اگر چاقويى را هم بر پشت كسى فرو كرده باشى؟؟
واى بر كسانى كه جان اين دختر را گرفتند! دختر بچه ايى را هفت سال شكنجه كردند و بعد هم جانش را گرفتند، حق سالها زندگى را از او گرفتند آن هم به نام خونخواهى!!
هر چقدر فكر ميكنم، با هر نگاه و منطقى نمى تونم درك كنم اين را كه دولتى در قرن بيست و يك حكم كند كه انسانى به خونخواهى عزيزش بيايد جان انسان ديگر را بگيرد!!!
عده ايى خانواده ى قاتل را لعن و نفرين ميكنند كه پدرت فاسد بود و متجاوز ، عده ايى سعى در موجه جلوه دادن ريحانه دارند كه دخترك خواسته از ناموس خود دفاع كند، بعضى نوشته اند كه بيخود شلوغش نكنيد خوب آدم كشته است!!، ديگرى گفته كه » آيا اگر پدر خودتان هم كشته شده بود سنگ قاتلش را اينطور به سينه ميزديد؟»…
كمتر كسى ميگويد و يا گفته است كه : بس است اين قانون بربريت قصاص، بس است از مردمان عادى قاتل ساختن ، بس است پرورش حس نفرت و انتقام.
اعدام خودش به خودى خود قبيح و مشمئزكننده هست ، و اين صد برابر زشت تر و قبيح ترش ميكند. وقتى خانواده ى سربندى يا هر خانواده ى ديگرى درخواست به حكم قصاص ميدهد در اصل اجازه ى قتل ميگيرد، يعنى قاتليست كه مجازات نميشود.
امروز سربنديها ريحانه را كشتندند. معلوم نيست فردا كدام خانواده ايى ميخواهد با كشتن كناهكار يا بيگناهى خود را در صف قاتلان بى مجازات اين سر زمين جاى دهد؟!!
من كه دلم خون است براى زندگى نكرده ى ريحانه و براى درد بى پايان مادر و پدرش .








%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: