از خودم بيزارم

24 10 2012

20121024-025553 AM.jpg
خانه را گند گرفته بس كه تميزش نكرده ام ، البته هنوز گندِ گند كه نه ، ولى خوب راستى راستى كثيف و آشفته ست ، روى ميز هميشه نيمخورده ى شام شب باقى ميمونه ، ميخاييل تقريباً هر شب شام اينجاست ، با هم شام ميخوريم با يك گيلاس شراب و
حرف و حرف و حرف !!! البته چون سرعت گفتمان اون به زبان مادريش تقريباً شش برابر سرعت گفتمان من به اين زبان بيگانه و نامأنوس مى باشد ، بنابراين اون تقريباً شش برابر من هم بيشتر حرف ميزنه ، اينطورى من هن شش برابر اون ميخورم ، اينطور پيش بره من دوباره وزنم ميره بالا!! از اين بابت واقعاً نگرانم و تصميم دارم به زودى يك برنامه ى پياده روى اساسى براى خودم ترتيب بدم !!!
رفتن به كتابخانه هم يكى ديگه از بايدهاست كه تو فكرش هستم ، و …
كارهاى زيادى هست كه بايد انجام بدم ولى اين روزها تقريباً هيچ كارى نميكنم .
از خودم راضى نيستم ، از خودم بيزارم اين روزها ؛


کارها

اطلاعات

3 responses

24 10 2012
alefjan

همدردم باهات و من هم يه اليور تو زندگيم دارم كه مثل ميخاييل توست. مياد پيشم فقط حرف ميزنه و من در حالي كه به حرفاش گوش ميدم ميخورم

24 10 2012
آواره در آمستردام

پس بيا با هم از همين امروز در مقابل اين تبعيض سخنورى و خوراكى مبارزه كنيم !!!!

25 10 2012
mandalacircle

😦 خوب نیست که

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: